علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

قصه هایی از تو؛ برای تو

جشن قرآن19 مهر 1394

گل پسرم: شما نوزدهم مهر 1394جشن قرآن داشتی.و من از روز قبل برای تزئین کتاب قرآنت بازار رفتم و یه کوچولو تزئینات تهیه کردم البته  رسا  نوبت دکتر داشت .عمه سارا هم همراهمون بود . بهار و رسا  رو توی مطب به عمه سارا سپردم و  من و شما راهی  بازار شدیم اول یه شال سبز برات خریدم و بعد یه دست لباس فوتبالی که خودت انتخاب کردی. من میخواستم واست سفید و مشکی  بردارم ولی خودت گفتی من نیلی و قرمز میخوام چون لباس مسی هست بعد از خرید لباس ها راهی مغازه ای که  تزئینات میفروخت  شدیم"من برای کتاب قرآنت چندتایی گل و تور و روبان خریدم . توی اون مغازه وسایل سفره ی عقد...
2 آبان 1394